تبليغاتX
شانا
 
 
 

حالا هی بشین درس بخون هی تست بزن تا آخرش جونت بالا بیاد تو یکی از این دانشگاهای در پیتی

قبول شی اما چه فایده که آینده هم نداری.خود من اگه یه ذره فقط یه ذره اون مغزم رو به کار برده بودم

الان اوضاع خیلی بهتر از این حرفها بود....... خدایی یه مو کوتاه می کنند ده هزار تومان می گیرن یعنی

برابر حق ویزیت یه متخصص یا فوق متخصص .  شما حساب کن ۴ تا دونه سیبیل و ۶ تا دونه موی صورت

بر می دارن ده هزار تومان ....خوب آدم زورش میاد دیگه. خودم دو سال پیش برای برداشتن ابرو هام

هفت هزار پیاده شدم آره تقریبا دو سال پیش بود که همکارام آدرس یه آرایشگاه معروف رو بهم دادند

گفتند برو ابروهات رو اونجا بردار که خیلی کارشون درسته و قیافت کلا از این رو به اون رو می شه ما هم

فوری با اون آرایشگاه تماس گرفتیم اونا هم با کلی ناز و نوز برای آخر هفته یه وقت بهم دادند روز موعود

هم خوشحال و سر خوش رفتم اونجا . وقتی وارد شدم انگار وارد حرمسرای شاه عباس شدم کلی

خانوم اجق وجق  تو نوبت رو صندلیها نشسته بودند و برا هم پشت چشم نازک می کردند چشم

چرخوندم ببینم کجا باید برم دیدم که بببببببببله منشی هم دارند منشی عزیز هم لبش رو ژل پاژ کرده

بود و کل لباش شده بود این هوا .........یعنی کل صورتش لب شده بود نمی دونم حالا چرا علاقه داشت

لبش اینقدر گنده شه داشتم فکر می کردم این شوهرش تو بوسیدنش مشکل نداره ؟ حتما از بادکش

استفاده می کنه تا اون لبا  اول خوب جمع شن بعد ببوستشون وگرنه راه دیگه ای نداره.......تا اومدم

دهنم رو باز کنم گفت نسرین جون   الی جون    کتی جون   چند تا جون دیگه هم ردیف کرد که یعنی

دوست داری کارات پیش کدومشون انجام شه ؟منم دیدم اسم نسرین جون معقول تره  اونو انتخاب کردم

دردسرتون ندم یه ابرو برام برداشت تو مایه های سکینه باجی که همون دو سال پیش هفت هزار تومان

پیاده شدم قربون همون آرایشگاهای معمولی .حالا درسته آرایشگری بلد نیستم ولی خوب پشت لب رو

که دیگه می تونم بردارم پس یه آگهی می زنم توش هم مینویسم برداشتن پشت لب فقط با هفت هزار

تومان.......امضا  آنا جون . ما هم به خودمون یه جون اضافه می کنیم مگه چی میشه؟ تازه یه فوت و

فنی  هم بکار می برم تا کار و کاسبی پر رونق شه مثلا بندم  رو به یه ماده گیاهی پر پشت کننده 

آغشته می کنم  که تا هنوز از در بیرون نرفتن دوباره برگردن......حالا تو هی بشین درس بخون هی

 تست بزن.....از ما گفتن بود.

 

 

 

  نوشته شده در  سه شنبه دهم دی 1387ساعت 14:39  توسط آنا  | 
 

ـــ دیشب مهمونی برام اومده بود که یه دختر ۶ساله داشت و من با رفتن اونها ، معنی کلمه سونامی

رو با تمام بند بند وجودم فهمیدم و حس کردم .دخترک به توان N ام انرژی داشت تمام خونه زندگی رو به

گ....کشید و رفت.

ـــ امتحان میان ترم شایان تموم شد .تازه داره جمله نویسی یاد می گیره با کلمه های مختلف جمله

می سازه ولی جمله سازیش یه جوریه.......مثلا میگم با استاد جمله بساز میگه   شایان استاد است

یا میگم با ایران جمله بساز میگه   ایران دشمن است.

ـــ وقتی یه غده چرکی سر باز می کنه تمام اطرافش رو به گند می کشه که با هیچ پاک کننده ای تمییز

نمیشه .

ــــ چند وقته می خوام برم موهام رو کوتاه کنم ولی هر دفعه یه طوری می شه که برنامه بهم می خوره

امروز واقعا می خواستم با قیچی به جون موهام بیوفتم و کوتاهشون کنم وسوسه اش داشت دیونه ام

می کرد ..........یاد یکی از همکارام افتادم که همیشه بدون آرایش و خیلی ساده می اومد و رفتاراش 

خیلی  معقول بود. یه روز موهاش رو به طور زننده ای صورتی کرده بود که ظاهرش خیلی بد و جلف

شده بود همه بهش گفتند چرا خودت رو این طوری کردی ؟ می گفت امروز دیگه به سیم آخر زدم و

دیونه شدم مگه اشکالی داره ؟!!!!! واقعا دیونه شدنش اصیل بود.

ـــ وقتی از یه آهنگ خوشم میاد اونقدر گوشش می دم که حالت تهوع بهم دست می ده تصور کن از

صبح یه آهنگ رو ی ریپیت باشه............

 

 

  نوشته شده در  جمعه ششم دی 1387ساعت 16:6  توسط آنا  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM