دو سه روزیه که شایان حال نداره و گلوش درد می کنه همش بهونه می گیره و لج می کنه وقتی مریض
میشه دوست داشتنی تر به نظر میاد اونقدر قیافه اش مظلوم میشه که نگو و نپرس......امروز یه سوپ
من در آوردی براش درست کردم هر چی هم دم دستم بود ریختم تو سوپ از هویج و سیب زمینی و
عدس گرفته تا شلغم و گوجه و ........بیچاره همش رو خورد صداش هم در نیومد. با هم رفتیم سینما و
فیلم کنعان رو دیدیم کنار ما چند تا از این دخترای لوس دبیرستانی نشسته بودند که هی مزه می ریختن
و چرت و پرت می گفتن شایان هم می گفت میشه بهشون بگی هیس....منم هر از گاهی یه هیسی
می گفتم ولی کو گوش شنوا ..............
نمی دونم این چه وسواس فکریه که من دارم ؟ هر وقت می خوام برای کسی یه فاتحه بفرستم کل جد و
آبادم به صف میشن و جلو چشمام رژه میرن که من من من .......حالا باید هی برای تک تکشون
فاتحه بخونم هنوز برای مادر بزرگه نخونده برادر هرگز ندیده مادر بزرگ بال بال می زنه که منم هستم
هنوز این یکی رو تموم نکرده عمه جان کج کجی نگاه می کنه که منم هستم خلاصه همینطوری هی
به این صفه اضافه می شن تا فک ما پایین بیاد اگه برای یکیشون فاتحه نفرستم وجدان درد می گیرم
اینا رو گفتم که بگم امروز یه خرمای خیراتی خوردم چیزی حدود ده دقیقه این فک ما داشت تکون
می خورد .
دوم دبیرستان بودم که تحت تاثیر چند تا رمان خونده شده تصمیم گرفتم یه حرکت سیاسی یا یه
فعالیت سیاسی یا یه چیزی تو همین مایه ها انجام بدم خلاصه با ترس و لرز، پشت در دستشویی
با ماژیک با خط درشت نوشتم (( زندانی سیاسی آزاد باید گردد )) همونجا از ترس نزدیک بود خودم رو
خیس کنم وقتی از دستشویی بیرون اومدم دست و پام یخ کرده بود و بدنم می لرزید........ همش
فکر می کردم خانم مدیر با اون چادرش پشت سرم راه افتاده و الانه که بزنه شل و پلم کنم و من رو
تحویل سربازهای گمنام و زحمت کشیده این میهن عزیز بده ...خوشبختانه هیچ اتفاقی رخ نداد و باعث
شد این فعالیت بزرگ سیاسی جزء افتخارات در ذهنم ثبت شه.
۱ـ میگن هر کسی به دوز بالای معنویت برسه دور سرش یه هاله نورانی ایجاد می شه از اونجایی که هر
کی به هر کیه هر چی تو آینه نگاه کردم از هاله دور سرم خبری نبود که نبود..............
۲ـ شایان موقع مشق نوشتن، از بس که حرصم می ده یاد حرف یه بنده خدایی می افتم که همیشه
می گه خدا آدم رو سگ کنه ولی مادر نکنه.............
۳ـ فیلم دعوت حاتمی کیا رو هم دیدم در مجموع از فیلم خوشم اومد به یکبار دیدنش می ارزید بازی
گوهر خیر اندیش تو فیلم عالی بود............
۴ـ بوی خاک و برگ بلند شده، داره نم نم بارون میاد چقدر این بو رو دوست دارم.......
۵ـگوش شیطون کر ، کمر دردم هم خوب شده .
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|